ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )
52
كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )
م . كونز كه بررسى مبسوطى از اين قسمت از مقدمهى كتابخانه تاريخى كرده ، به اين نتيجه مىرسد كه نوشتههاى ديودور در اينباره ، دربردارنده هيچ حرف تازهاى نيست و تنها به كاربست حرفها و انديشههاى رايج در تاريخنگارى عصر هلنى بسنده كرده است . وى تأثير محسوس پولىبيوس در اين بخش از مقدمه را مىپذيرد ، با اين حال براين باور است كه نگارش مقدمه كار خود ديودور است « 1 » . بارتون نيز اين بخش از مقدمه را نوشتهى خود ديودور مىداند و در اينباره استدلال روانشناختى جالبى مىآورد : « بعيد است كه ديودور فصلهاى آغازين اثرش را از منبع شناختهشدهاى رونويسى كرده باشد . » « 2 » د . ايارل نيز همچون كونز براين عقيده است كه اين رويكرد ديودور به تاريخ و تاريخنگارى ، همان نگرش انديشمندان عصر هلنى است « 3 » . امروزه نظر بيشتر پژوهشگران براين است كه ديودور با پردازش انديشههاى مورخان پيشين ، به ويژه افوروس و پولىبيوس ، خود اين بخش از مقدمه را نوشته است . ديودور در همين مقدمه به موضوع ديگرى نيز اشاره مىكند و آن نقش نويسندگان تاريخ جهان در بههم پيوند دادن نوع بشر در راستاى خواست مشيت الهى است . به سخنى ديگر تكليف مورخان تاريخ جهان اين است كه به انسانها نشان دهند هر رويدادى به خواست و ارادهى مشيت الهى به وقوع مىپيوندند و اين خواست مشيت الهى است كه انسانها به هم پيوند داده شوند . وى در اينباره مىنويسد : « . . . درك شكستها و پيروزىهاى ديگران كه تاريخ امكان آن را ميسر مىسازد ، درسى را با خود همراه دارد كه براى تحصيل آن نياز به برتافتن رنج و تيرهبختى
--> ( 1 ) . M , Kunz , ZurBeurteihungde rProemieninDiodo rshistorischerBi blithek , Zurich , 1935 , pp . 73 - 77 . ( 2 ) . A . Burton , DiodorusSiculus , BookI , Acommentary , Leiden , 1972 , p . 38 ( 3 ) . D . Earl , « Prologue - forminancienthis toriography » ANRWII , 1972 , p . 843